شروع پاییزی دیگر
سفید شدن برگ درختان
چه پیامی دارد جز عشق 
پاییز دیگری در راه هست پاییزی نو .با همه دلگیری که پاییز داره من دوستش دارم .
تابستان هم با همه قشنگیش تموم شد و وارد فصل جدید شدیم . خداروشکر تابستون خوبی رو پشت سر گذاشتیم . امسال بخاطر کلاس های خودم و احسان نشد خیلی بتونیم سفر بریم

اینجا الموت نرسیده به رجایی دشت هست و ما هر سال سالگرد درخواست بابایی برای ازدواج رو میریم اینجا و عکس میگیریم
اخه بابایی درخواست ازدواجش رو دوست داشت یه جای خاص و تک درخت باشه و و یادم 5سال پیش ظهر روز جمعه وقتی این تک درخت رو تو جاده پیدا کرد و و پیاده شدیم و بعد درخواست ازدواجش رو داد . 
تو این عکس هم امیر اقا دوباره بعد از یک ماه از فرانسه اومده بود ایران و دوست داشت منطقه الموت رو ببینه .





مثلا رادوین نمیخواد حرف بزنه
دو هفته پیش فاطی (مادرشوهری ) رفته بود تهران خونه عمه سحر و رادوین تو خونه بهونه اش رو میگرفت . با اصرار که باید زنگ بزنی به فاطی تا من باهاش صحبت کنم . خلاصه ما زنگ زدیم و رادوین پشت تلفن میگفت :
اخه فاطی شما توجا رفتی ؟
من الان میام تونبالت . صبر کن میام با مامانم ماشین رو برمیداریم میاییم تیران (تهران)
بلخره به بابا احسانش زنگ زد و گفت من میخوام برم تهران و اینجور شد که عصر وقتی باباایی از سر کلاس رسید سریع اماده شدیم و رفتیم تهران و رادوین تا موقعی که برسیم گفت رسیدیم ؟ پس کی میرسیم به فاطی دقیقا دو ساعت تمام زیر گوشمون داشت زمزمه میکرد رسیدیم رسیدیم رسیدیم 


رادوین و فاطی (مادر شوهری )در تیراژه

رادوین فکر میکرد که ماشین عروسش هست 

هر روز حدود 50 تا ماشین و اسباب بازی هاشو سری به سری میاره میشوره با مواد شوینده .
صبح که بابایی میخواد بره اداره از خواب بلند میشه میره جلوی در میگه بابایی با ماشین نری هاااااااااا
ماشین روبزار برای ما
بابایی بنده خدا میگه باشه پسرم ماشین هم مال شما 
بعد رادوین میگه بابایی سخت نیست با اتوبوس برو راحته سر کوچه با ایست اتوبوس میاد
بنده خدا بابایی
شبها با گفتن جمله ای عاشقانه(عاشگ نگاهتم ) به من و باباش شب بخیر میگه 
چند روزی رو رادوینم کمی سرماخورده بود و و این دفعه رو پیش دکتر معینی بردم که خیلی عالی بود . چند تا ویتامین جدید براش نوشت و وزن 13:300 و قد هم 102 سانتی متر که گفت از نظر قد خیلی خوبه و وزنش هم نرماله جای نگرانی نداره .

پویان و رادوین
این عکس رو خود رادوین بهش افکت داده . همه عکسها رو کراپ میکنه و افکت میزنه خیلی مهارت زیادی تو این کارها داره بازیهایی که خیلی سخت هست رو من گاهی از رادوین میپرسم که رادوینم اینجا چه کار کنم ؟. 









و همچنان منتظر هست که نی نی عمه اش دنیا بیاد هر وقت عمه جونش از تهران میاد رادوین میگه عمی نی نی ات نمیاد چرااااااااااا
دیگه طاقتش تموم شده . به امید خدا هفته دوم مهر هم نی نی دنیا میاد.
خودم هم چند روز پیش بازیدید از هتل انقلاب تهران رو داشتیم و یه کلاس مدیریت هتل تو سازمان اتحادیه هتلداران تهران برگزار شد

هتل انقلاب

کلاسمون

طبقه 10 نمایی از استخر
اگر برنامه مون جور بشه و مشکلی تو تاریخ کلاسهام پیش نیاد شاید سفری در راه داشته باشیم امیدوارم که جور بشه .
اینم یه عکس همینجوری از رادوین 3 ماه
تو کت شلوار عروسی باباش
شهریور هم رفتارش عاشقانه هست
فقط ادعا میکند گرم است
ولی دیدی چند شب چه کرد ؟
گرد و خاک و غبار کرد
بعد هم بغض کرد و بغضش ترکید
گوش ات رو بیار جلو .... بین خودمان باشد !
گمان کنم عاشق پاییز شده است
دلش گیر پاییز است
دلم نمی اید به او بگویم وقتی به پاییز میرسی تمام شده ایی !
یعنی قسمت عاشقی همین است
کاش میشد تمام نشد و رسید
غصه هایت رو روی برگ درختان اویزان کن چند روز دیگر میریزد
دلتون بی غم دوستای گلم


شروع پاییزی دیگر 





